به امید خداوند متعال از امروز 14/۳/۱۳۸۸ پروژه علمی Big Science Decide كليد مي خورد . به اميد خداوند متعال جزئيات و موارد اين طرح علمي مفيد به زودي اعلام مي گردد. لازم به ذكر است كه بزرگترين سايت اطلاع رساني علوم زيستي ( پزشكي، دامپزشكي، زيستي) در 3 ماه دوم اين سال با مديريت اينجانب در دسترس تمامي علاقه مندان قرار خواهد گرفت.
عصرایران - آن چه در زیر می آید ،دستورالعمل های عرفانی و اخلاقی حضرت آیت الله بهجت(ره) است که در مناسبت های مختلف و بنا به درخواست مراجعین نقل شده است :
1. دستورالعمل اول
جماعتی از این جانب، طلب موعظه و نصیحت می کنند؛ اگر مقصودشان این است که بگوئیم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر، بگوییم و بشنوند، حقیر عاجزم و بر اهل اطلاع پوشیده نیست.
و اگر بگویند کلمه ای می خواهیم که امّ الکلمات باشد و کافی برای سعادت مطلقه دارین باشد، خدای تعالی قادر است که از بیان حقیر، آن را کشف فرماید و به شما برساند.
پس عرض می کنم که غرض از خلق، عبودیت است ( و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. سوره ذاریات/56 ) و حقیقت عبودیت؛ ترک معصیت است در اعتقاد که عمل قلب است و در عمل جوارح.
و ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله و حرامه ».
ما امام زمان عجل الله له الفرج را دوست می داریم، چون امیر نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسیله او به ما می رسد؛ و او را پیغمبر صلوات الله علیه برای ما امیر قرار داده؛ و پیغمبر را دوست داریم، چون خدا او را واسطه بین ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داریم، برای اینکه منبع همه خیرات است و وجود ممکنات، فیض اوست.
پس اگر خود و کمال خود را خواهانیم، باید دوست خدا باشیم؛ و اگر دوست خداییم، باید دوست وسائط فیوضات از نبیّ و وصیّ، باشیم؛ وگرنه یا دوست خود نیستم، یا دوست واهب العطایا نیستیم، یا دوست وسائط فیوضات نیستیم.
پس کیمیای سعادت، یاد خداست، و او محرّک عضلات به سوی موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خیرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. باید اهتدا به هدایات آنها نماییم و رهروی به رهبری آنها نماییم تا کامیاب شویم.
دیگر توضیح نخواهید و آنکه عرض شد، ضبط نمایید و در قلب ثبت [کنید]، خودش توضیح خود را می دهد.
اگر بگویید چرا خودت عامل نیستی؟! می گویم: « اگر بنا بود که باید بگوییم ما عاملیم به هر چه عالمیم، شاید حاضر به این حضور و بیان نمی شدیم »؛ لکن دستور، بذل نعمت است، شاید به مقصود برساند؛ « ما أخذ الله علی العباد أن یتعلّموا حتی أخذ علی العماء أن یعلّموا ».
مخفی نماند اگر میسور شد برای کسی، نصیحت عملّیه بالاتر است از نصایح قولیه « کونوا دعاة إلی الله بغیر أاسنتکم »
2. دستور العمل دوم
کوچک و بزرگ باید بدانیم: راه یگانه برای سعادت دنیا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است؛ و بندگی، در ترک معصیت است در اعتقادیات و عملیات.
آنچه را که دانستیم، عمل نماییم و آنچه را که ندانستیم، توقف و احتیاط نماییم تا معلوم شود، هرگز پشیمانی و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ این عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خدای بزرگ، اولی به توفیق و یاری خواهد بود.
3. دستور العمل سوم
گفتم که: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هیچ
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است
بارها گفته ام و بار دگر می گویم: « کسی که بداند هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین اوست، احتیاج به هیچ وعظی ندارد، می داند چه باید بکند و چه باید نکند؛ می داند که آنچه را که می داند، باید انجام دهد، و در آنچه که نمی داند، باید احتیاط کند. »
4. دستور العمل چهارم
جماعتی از مؤمنین و مؤمنات، طالب نصیحت هستند؛ بر این مطالبه، اشکالاتی وارد است، از آن جمله:
1. نصیحت در جزئیات است، و موعظه، اعمّ است از کلیات و جزئیات؛ ناشناسها و همدیگر را نصیحت نمی کنند.
2. « من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم یعلم »؛ « [ من عمل بما علم] کفی ما لم یعلم » ؛ ( والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا ).
آنچه می دانید، عمل کنید؛ و در آنچه نمی دانید؛ احتیاط کنید تا روشن شود؛ و اگر روشن شد، بدانید که بعض معلومات را زیر پا گذاشته اید؛ طلب موعظه از غیر عامل، محل اعتراض است؛ و قطعاً مواعظی را شنیده اید و می دانید، عمل نکردید، و گرنه روشن بودید.
3. همه می دانند که « رساله عملیه» را باید بگیرند و بخوانند و بفهمند، و تطبیق عمل بر آن نمایند، و حلال و حرام را با آن تشخیص بدهند؛ و همچنین مدارک شرعیه [را] اگر اهل استنباط باشند؛ پس نمی توانند بگویند:
« ما نمی دانیم چه بکنیم و چه نکنیم. »
4. کسانی که به آنها عقیده دارید، نظر به اعمال آنها نمایید، آنچه می کنند از روی اختیار، بکنید، و آنچه نمی کنند از روی اختیار، نکنید؛ و این، از بهترین راه های وصول به مقاصد عالیه است؛ « کونوا دعاة إلی الله بغیر ألسنتکم »؛
مواعظ عملیه، بالاتر و مؤثرتر از مواعظ قولیه است.
5. از واضحات است که خواندن قرآن در هر روز، و ادعیه مناسبه اوقات و امکنه، در تعقیبات وغیرآنها؛ و کثرت تردد در مساجد و مشاهد مشرفه؛ و زیارت علما و صلحاء و همنشینی با آنها، از مرضیات خدا و رسول(ص) است و باید روز به روز، مراقب زیادتی بصیرت و انس به عبادت و تلاوت و زیارت باشد.
و بر عکس، کثرت مجالست با اهل غفلت، مزید قساوت و تاریکی قلب و استیحاش از عبادت و زیارات است؛ از این جهت است که احوال حسنه حاصله از عبادات و زیارات و تلاوتها، به سبب مجالست با ضعفا در ایمان، به سوء حال و نقصان، مبدل می شوند؛ پس، مجالست با ضعیف الایمان- در غیر اضطرار و برای غیر هدایت آنها- سبب می شود که ملکات حسنه خود را از دست بدهد، بلکه اخلاق فاسده آنها را یاد بگیرد:
« جالسوا من یذکرکم الله رؤیته، و یزید فی علمکم منطقه، و یرغبکم فی الاخرة عمله. »
6. از واضحات است که ترک معصیت در اعتقاد و عمل، بی نیاز می کند از غیر آن؛ یعنی غیر، محتاج است به آن، و او محتاج غیر نیست، بلکه مولد حسنات و دافع سیئات است:
( و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. )
عبودیت ترک معصیت در عقیده و عمل.
بعضی گمان می کنند که ما از ترک معصیت عبور کرده ایم!! غافلند از اینکه معصیت، اختصاص به کبائر معروفه ندارد، بلکه اصرار بر صغائر هم، کبیره است؛ مثلاً نگاه تند به مطیع، برای تخویف، إیذاءِ محرم است؛ [و] تبسم به عاصی، برای تشویق، اعانت بر معصیت است.
محاسن اخلاق شرعیه و مفاسد اخلاق شرعیه، در کتب و رسائل عملیه، متبین شده اند. دوری از علما و صلحا، سبب می شود که سارقین دین، فرصت را غنیمت بشمارند و ایمان و اهلش را بخرند به ثمنهای بَخس و غیر مبارک، همه اینها مجرب و دیده شده است.
از خدا می خواهیم که عیدی ما را در اعیاد شریفه اسلام و ایمان، موفقیت به
« عزم راسخ ثابت دائم بر ترک معصیت » قرار بدهد که مفتاح سعادت دنیویه و اخرویه است، تا اینکه ملکه بشود ترک معصیت؛ و معصیت برای صاحب ملکه، به منزله زهر خوردن برای تشنه است، یا میته خوردن برای گرسنه است.
البته اگر این راه تا آخر، مشکل بود و به سهولت و رغبت، منتهی نمی شد، مورد تکلیف و ترغیب و تشویق از خالق قادر مهربان نمی شد.
« و ما توفیقی إلا بالله، علیه توکلت، و إلیه انیب ».
5. دستور العمل پنجم
کسی که به خالق و مخلوق، متیقن و معتقد باشد، و با انبیاء و اوصیاء صلوات الله علیهم، جمیعاً مرتبط و معتقد باشد، و توسل اعتقادی و عملی به آنها داشته باشد، و مطابق دستور آنها حرکت و سکون نماید، و در عبادات، «قلب» را از غیر خدا، خالی نماید، و فارق القلب، نماز را که همه چیز تابع آن است انجام دهد، و با مشکوکها، تابع امام عصر عجل الله له الفرج باشد، و هر که را امام، مخالف خود می داند با او مخالف باشد، و هر که را موافق می داند با او موافق، [و] لعن نماید ملعون او را، و ترحم نماید بر مرحوم او و لو علی سبیل الاجمالی؛ هیچ کمالی را فاقد نخواهد بود و هیچ وِزر و بالی را واجد نخواهد بود.
6. دستور العمل ششم
هیچ ذکری، بالاتر از «ذکر عملی» نیست؛ هیچ ذکر عملی، بالاتر از « ترک معصیت در اعتقادیات و عملیات نیست. »
و ظاهر این است که ترک معصیت به قول مطلق، بدون « مراقبه دائمیه »، صورت نمی گیرد.
7. دستور العمل هفتم
من کلام علی علیه السلام:
« إعلم أن کل شیء من عملک تبع لصلاتک: بدان که هر چیزی از عمل تو تابع نماز توست »؛
علیکم بالمحافظة علی الصلوات الخمس فی اوائل أوقاتها و بالإقبال بالکل إلیه تعالی فیها، لا تفوتکم السعادة إن شاء الله تعالی: بر شما باد به محافظت بر نمازهای پنج گانه در اولین وقتهای آنها؛ و بر شما باد به روی نمودن و توجّه با تمام وجود بسوی خدای تعالی؛ { در این صورت } سعادت را از دست نخواهید داد إن شاء الله تعالی.
وفقنا الله و ایاکم لمراضیه و جنبنا سخطه بمحمد و آله الطاهرین صلوات علیهم أجمعین.
8. دستور العمل هشتم
جماعتی هستند که وعظ و خطابه و سخنرانی را که مقدمه عملیات مناسبه می باشند، با آنها معامله ذی المقدمه می کنند، کأنه دستور این است که « بگویند و بشنوند، برای اینکه بگویند و بشنوند! » و این اشتباه است.
تعلیم و تعلم، برای عمل، مناسب است و استقلال ندارند. برای تفهیم این مطلب و ترغیب به آن فرموده اند: « کونوا دعاة إلی الله بغیر ألسنتکم » با عمل بگویید و از عمل یاد بگیرید و عملاً شنوایی داشته باشید.
بعضی می خواهند معلم را تعلیم نمایند، حتی کیفیت تعلیم را از متعلمین یاد بگیرند.
بعضی « التماس دعا » دارند، می گوییم « برای چه؟ » درد را بیان می کنند، دوا را معرفی می کنیم، به جای تشکر و به کار انداختن، باز می گویند: « دعا کنید! »
دور است آنچه می گوییم و آنچه می خواهند؛ شرطیت دعا را با نفسیت آن مخلوط می کنند. ما از عهده تکلیف، خارج نمی شویم، بلکه باید از عمل، نتیجه بگیریم و محال است عمل، بی نتیجه باشد و نتیجه، از غیر عمل، حاصل شود؛ این طور نباشد:
پی مصلحت، مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند!
خدا کند قوال نباشیم، فعّال باشیم؛ [مبادا] حرکت عملیه بدون علم بکنیم [و] توقف با علم بکنیم.
آنچه می دانیم بکنیم، در آنچه نمی دانیم، توقف و احتیاط کنیم تا بدانیم؛ قطعاً این راه پشیمانی ندارد.
به همدیگر نگاه نکنیم، بلکه نگاه به « دفتر شرع » نماییم و عمل و ترک را مطابق با آن نماییم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
9. دستور العمل نهم
آقایانی که طالب مواعظ هستند، از ایشان سؤال می شود: آیا به مواعظی که تا حال شنیده اید، عمل کرده اید، یا نه؟
آیا می دانید که: « هر که عمل کرد به معلومات خودش، خداوند مجهولات او را معلوم می فرماید. »؟
آیا اگر عمل به معلومات - اختیاراً ـ ننماید، شایسته است توقع زیادتی معلومات؟
آیا باید دعوت به حق، از طریق لسان باشد؟ آیا نفرموده: « با اعمال خودتان، دعوت به حق بنماید »؟
آیا طریق تعلیم را باید یاد بدهیم، یا آنکه یاد بگیریم؟
آیا جواب این سؤالها از قرآن کریم:
( والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا )، و از کلام معصوم:« من عمل بما علم، ورثه الله علم ما لم یعلم » و « من عمل بما علم، کفی ما لم یعلم »، [ روشن نمی شود؟]
خداوند توفیق مرحمت فرماید که آنچه را می دانیم، زیر پا نگذاریم و در آنچه نمی دانیم، توقف و احتیاط نمائیم تا معلوم شود.
نباشیم از آنها که گفته اند:
پی مصلحت مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند!
نشستند و گفتند و برخاستند
10. دستور العمل دهم
همه می دانیم که رضای خداوند اجّل، با آنکه غنی بالذات [است] و احتیاج به ایمان بندگان و لوازم ایمان آنها ندارد، در این است [ که]:
بندگان، همیشه در مقام تقرب به او باشند، پس می دانیم که برای حاجت بندگان به تقرب به مبدأ الطاف و به ادامه تقرب، [ خداوند] محبت به یاد او و ادامه یاد او دارد.
پس می دانیم به درجه اشتغال به یاد او، انتفاع ما از تقرب به او، خواهد بود؛ و در طاعت و خدمت او، هر قدر کوشا باشیم به همان درجه، متقرب و منتفع به قرب خواهیم بود؛ و فرق بین ما و سلمان سلام الله علیه، در درجه طاعت و یاد او که مؤثر در درجه قرب ما است، خواهد بود.
و آنچه می دانیم که اعمالی در دنیا محل ابتلاء ما خواهد شد، باید بدانیم؛ که آنها هر کدام مورد رضای خداست، ایضاً خدمت و عبادت و طاعت او محسوب است.
پس باید بدانیم که هدف باید این باشد که تمام عمر، صرف در یاد خدا و طاعت او و عبادت، باید باشد، تا به آخرین درجه قرب مستعد خودمان برسیم، و گرنه بعد از آنکه دیدیم بعضی، به مقامات عالیه رسیدند و ما بی جهت، عقب ماندیم، پشیمان خواهیم شد.
وقفنا الله لترک الاشتغال بغیر رضاه بمحمد و آله صلوات الله علیهم اجمعین.
11. دستور العمل یازدهم
بسمه تعالی
مخفی نیست بر اولی الألباب که اساسنامه حرکت در مخلوقات، شناختن محرّک است که حرکت، احتیاج به او دارد، و شناختن ما منه الحرکه و ما إلیه الحرکه و ما له الحرکه، یعنی بدایت و نهایت و غرض، که آن به آن، ممکنات، متحرک به سوی مقصد می باشند.
فرق بین عالم و جاهل، معرفت علاج حوادث و عدم معرفت است؛ و تفاوت منازل آنها در عاقبت، به تفاوت مراتب علم آنها است در ابتدا.
پس، اگر محرک را شناختیم و از نظم متحرکات، حسن تدبیر و حکمت محرّک را دانستیم، تمام توجه ما به اراده تکوینیه و تشریعیه اوست، خوشا به حال شناسنده، اگر چه بالاترین شهید باشد؛ و وای به حال ناشناس، اگر چه فرعون زمان باشد.
در عواقب این حرکات، جاهل می گوید: « ای کاش خلق نمی شدم »، عالم می گوید: « کاش هفتاد مرتبه، حرکت به مقصد نمایم و باز بر گردم و حرکت نمایم و شهید حق بشوم ».
مبادا از زندگی خودمان، پشیمان شده بر گردیم؛ صریحاً می گویم: ـ مثلاًـ اگر نصف عمر هر شخصی در یاد منعم حقیقی است و نصف دیگر در غفلت، نصف زندگی، حیات او محسوب و نصف دیگر، ممات او محسوب است، با اختلاف موت، در اضرار به خویش و عدم نفع.
خداشناس، مطیع خدا می شود و سر و کار با او دارد؛ و آنچه می داند موافق رضای اوست، عمل می نماید؛ و در آنچه نمی داند، توقف می نماید تا بداند؛ و آن به آن، استعلام می نماید و عمل می نماید، یا توقف می نماید؛ عملش، از روی دلیل؛ و توقفش، از روی عدم دلیل.
آیا ممکن است بدون اینکه با سلاح اطاعت خدای قادر باشیم، قافله ما به سلامت از این رهگذر پر خطر، به مقصد برسد؟ آیا ممکن است وجود ما از خالق باشد و قوت ما از غیر او باشد؟ پس قوت نافعه باقیه نیست، مگر برای خداییان، و ضعفی نیست مگر برای غیر آنها.
حال اگر در این مرحله، صاحب یقین شدیم، باید برای عملی نمودن این صفات و احوال، بدانیم که این حرکت محققه از اول تا به آخر، مخالفت با محرّک دواعی باطله است، که اگر اعتنا به آنها نکنیم، کافی است در سعادت اتصال به رضای مبدأ اعلی:
« أفضل زاد الراحل إلیک عزم إرادة ».
والحمدلله اولاً و آخراً، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.
... و نکاتی اشارت وار از آن عارف الهی
امام زمان:
*هر بلایی که به ما می رسد، در اثر دوری از اهل بیت (علیهم السلام) و روایات مأثورۀ از ایشان است.
*نجات برای کسی است که اهل بیت (علیهم السلام) را در همه جا مورد تخاطب و حاضر ببیند.
منبع: عصر ایران
پژوهشگران بین المللی ساختار بزرگترین ویروسی که می تواند حلقه گمشده میان ویروسها و سلولهای جانداران باشد را تجزیه کردند.
به گزارش مهر، در سال 1992 محققان فرانسوی ویروس بزرگی با عنوان "میمی ویروس" را کشف کردند. ماهیت این ویروس در سال 2003 تأیید شد. ابعاد این ویروس نزدیک به ابعاد یک باکتری و قطر آن نیم میکرون است. این اندازه در حدود 10 برابر اندازه ویروس آنفولانزا است. "میمی ویروس" آمیبها را آلوده می کند اما اعتقاد بر این است که حتی در انسان نیز می تواند یک عامل بیماریزا باشد. در حقیقت تاکنون برخی از پادتنهای مقابله با این ویروس عظیم الجثه در بیماران متأثر از ذات الریه کشف شده است.
تاکنون جزئیات مربوط به این ویروس ناشناخته باقی مانده بود اما اکنون زیست شناسان دانشگاه "پوردو"، دانشگاه کالیفرنیا و دانشگاه "مدیترانه" در مارسی فرانسه موفق شدند ساختار این ویروس را شناسایی کنند.
نتایج این کشف می تواند راهی به سوی درک بهتر منشاء ساده ترین شکل حیات بر روی زمین و اینکه چگونه ویروسها می توانند دلیل بیماریهای انسانی شوند باز کند.
این دانشمندان که نتایج یافته های خود را در مجله PLOS ONE منتشر کرده اند با استفاده از میکروسکوپ کریوالکترونیک توانستند ساختار این ویروس را تجزیه و جزئیات این ساختار سه بعدی را به همراه تصاویر دو بعدی آن بازسازی مجازی کنند.
فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی بر تمامی مسلمانان جهان بالاخص ایرانیان
تسلیت باد.

|
عيد سعيد غدير خم واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است. | |
|
آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب. و غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت شناخته شد. روز نعمت، روز شكرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تكميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز يأس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى كه پيروان واقعى مكتب حياتبخش اسلام آن را گرامى مى دارند و به همديگر تبريك مى گويند.
| |
پـرفسور سيد حسين ميرشمسي - چهره ماندگار کشورهاي اسلامي - پس از سالها تـلاش علمي و پـژوهشي ، امـروز به علت کهولت سن ، درمنزل شخصي اش در تهران از تن خاکي رهيد و بـه ديار باقي شتافت.
رئيس موسسه تحقيقات واکسن و سرم سازي رازي مستقر در کرج به خبرنگار عصر ایران گفت: از مرحوم پرفسور ميرشمسي که در سال 1293 در اصفهان متولد شـد بيش از 7 جلد کتـاب و 150 مقـاله علمي به زبان هاي فارسي ، انگليسي و فرانسه در روزنامه هاي معتبر جهاني چاپ شده است.
محمدحسين دليمي افزود: اين استاد برجسته در سال 1374 به عنوان چهره ماندگار کشورهاي اسـلامي معرفي شده بود و تحقيقات بسياري درخصوص توليد واکسن بويژه واکسن هاي انساني از وي منتشر شده است.
«ممكنه فایلتون را ببینم؟» ، «ببخشید ارشد دارید یا دكتری؟»، «آقا مدیریت بازرگانی هم دارید؟» ، «پزشكی چی؟» ، «میشه چند تا روانشناسی را هم ببینم؟» اشتباه نكنید! اینجا فروشگاه موادغذایی یا یك سوپرماركت محلی نیست، ما از راسته كتابفروشان خیابان انقلاب و از دالانهای تودرتوی پشت كتابفروشیها یا زیرزمین بعضی پاساژها و بازارچههای كتاب با شما صحبت میكنیم. اینجا پرسش از دكتری و ارشد و پایاننامه و پروپوزال (طرح تحقیق) و چانهزنی در قیمت آن طبیعی است، وقتی دست آخر مشتری با شمارش چند صد تا اسكناس سبز و آبی ، مجلدهای قرمز و آبی را به بغل میگیرد و فاتحانه از زیرزمینها خارج میشود، میتوان پی برد مدتهاست تجارتی جدید متولد شده كه از چشم خیلیها دور مانده است.
اینجا خیابان انقلاب، راسته كتابفروشهاست؛ جایی كه از آن به پاتوق استادان، دانشجویان، محققان و دوستداران كتاب نام میبرند، جایی بین میدان انقلاب تا خیابان وصال، روبهروی دانشگاه تهران، به دنبال پایاننامه هستم. كسی كنار پیادهرو، از خرید بن كتاب میگوید؛ آهسته نشانی خدمات پایاننامه دانشجویی را میخواهم، بدون هیچ ابایی، كارت ویزیت یك شركت را كف دستم میگذارد: «بگو منو محمد فرستاده....»
كمی آن سوتر، یكی صدایش را توی سرش انداخته كه «درسی، پیشدانشگاهی، پیام نور...» سراغ پایاننامه را از او هم میگیرم. هنوز جملهام تمام نشده، یكی از پشت سر میگوید: «از پلهها برو پایین پیش دكتر....» این تصور كه برای انجام كاری غیرقانونی آمدهام براحتی زیر سوال میرود، نشانیها و نامها چنان با صدای بلند گفته میشود كه گویا سراغ فلان كتاب درسی را میگیرم نه پایاننامه قبلا نوشته و فروخته شده؟ البته كم نیستند مشتریان جوانی كه خریدار پایاننامهاند از مهندسی مكانیك و برق و عمران تا پرستاری و مامایی و زیستشناسی و حتی حقوق و مدیریت و روانشناسی، همه اینها فرصت كمی برای نگارش طرح تحقیق، تصویب استاد راهنما و انجام پژوهش و نوشتن پایاننامه دارند، پس چه راهی بهتر ازخرید پایاننامه یا حداقل كپیبرداری از بخشهای نظری یا میدانی آن كه البته برای اینكار باید سر كیسه را هم شل كنی.
● پایاننامه، از ۱۰۰ هزار تومان تا ۵ میلیون تومان
شركتها و مغازههای زیرزمینی و نموری كه اغلب به تدوین و فروش طرح تحقیق و پایاننامه میپردازند، غالبا با عنوان صحافی، فتوكپی، پرینت و طراحی، ترجمه متون تخصصی و فوقتخصصی و مشاوره پایاننامه فعالیت میكنند؛ اما این خدمات بظاهر دانشجویی، تا آنجا پیش میرود كه به خرید پایاننامه از دانشجویان و آرشیو آنها هم میپردازند و بعد صفحه به صفحه آن را به دانشجویان متقاضی میفروشند.
قیمت خرید پایاننامه براساس مقطع ارشد یا دكتری و رشته فنی، پزشكی یا انسانی تفاوت چندانی ندارد و با قیمت نازلی از ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار تومان از دانشجویان خریداری میشود؛ اما فروش آن به دانشجویانی كه معمولا فرصت زیادی برای انجام تحقیق مفصل پایاننامه ندارند، با چند برابر قیمت فروخته میشود.
قیمت فروش پایاننامه به صورت كلی، فصل به فصل یا صفحه به صفحه، هیچ قاعده و قانونی ندارد و تنها سلیقه و انصاف فروشنده (كتابفروش یا صاحب شركت خدماتی) حاكم است، به همین دلیل تنوعی از قیمتها از صفحهای ۳۰۰ تومان تا جلدی ۵/۳ میلیون تومان برای هر پایاننامه مشاهده میشود. افزایش قیمت، زمانی بیشتر میشود كه شركت از طرح تحقیق تا صحافی پایاننامه، مامور ارائه خدمات باشد؛ در این صورت، دانشجو كناری میایستد و تنها در جلسه دفاع به طور تشریفاتی حاضر میشود تا از دسترنج خود (!) دفاع كند.
● زكات علم از نوع جدید
مسوول یكی از همین شركتهای خدمات دانشجویی (!) میگوید: بیشتر دانشجویانی كه به ما مراجعه میكنند، شاغلند یا حتی از مدیرانی هستند كه بورس ادامه تحصیل دارند كه زمان كافی برای انجام پروژه پایاننامه ندارند، من فكر میكنم كمك به این دانشجویان، ثواب دارد چون زكات علم، نشر آن است. چه اشكالی دارد بنده خدایی را از نگرانی چندساله نجات دهیم، او به هر حال، با تمام زحمتی كه میكشد، پایاننامه تكراری را تحویل میدهد كه از قبل میتواند آن را از ما بخرد»!
شاید به همین بهانه، انواع پایگاهها یا سایتهای اینترنتی فعال است كه دانشجویان را به ارائه خدمات پایاننامه تشویق میكنند، در این سایتها، فهرستی از انواع پایاننامههای آماده فروش با موضوعات تجارت الكترونیك و هوش مصنوعی و امنیت در شبكه، آموزش مجازی، كودكان خیابانی و بررسی كتیبههای هخامنشی و... عرضه شده كه قیمت آن با جلسه حضوری و توافق با دانشجو تعیین میشود.
بازار خرید و فروش پایاننامه، مقالات علمی - پژوهشی و طرحهای تحقیقاتی، هر یك مشتریان خاصی دارد، متاسفانه در میان این مشتریان، برخی استادان و مدرسان دانشگاهی هم مشاركت دارند كه چه در انجام تحقیق و نگارش یا مقاله یا خرید آن در این بازار فعال هستند، این بازار كه ابتدا به صورت پنهانی از زمانی نامشخص ایجاد شد، با وجود خلا‡هایی چون نبود بانك جامع اطلاعات پایاننامهها و اسناد علمی در كشور، بیتفاوتی نهادهای انتظامی و قضایی و آموزشی نسبت به آن، افزایش تمایل به كسب مدرك و كاهش سطح علمی استادان راهنما و پایاننامهها به اوج فعالیت خود رسید؛ به طوری كه تاكنون بارها شخصیتهای فرهنگی نسبت به تبعات آن هشدار دادهاند اما مرجع نظارت بر عملكرد شركتهای خدمات دانشجویی هنوز مشخص نیست. در این باره، فیروز بختیارینژاد، مدیر كل امور پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری میگوید: ما مسوول نظارت بر كار این افراد نیستیم.
او به هر حال وجود چنین تقلبهای غیرقانونی را در فضای علمی كشور تایید میكند، ولی تعداد افراد متقلب را بسیار ناچیز میداند و میگوید: در سال، ۶۰۰۰ دانشجوی دكتری و ۳۰ هزار دانشجوی ارشد از دانشگاهها فارغالتحصیل میشوند، این افراد زیر یك در هزار نفر را تشكیل میدهند، درصدش خیلی پایین است اما به هر حال با خطا، هر قدر هم كم باشد، باید مقابله شود.
وی با این ادعا كه پایگاه اطلاعات و مدارك و اسناد علمی به همین منظور به وجود آمده، در برابر این پرسش كه مدتهاست اطلاعات و آمار و اسناد این پایگاه ناقص است، میگوید: قبول دارم اما تلاش میكنیم تا اطلاعات این پایگاه را كامل كنیم، به همین دلیل در حال تدوین «آییننامه ثبت و ساماندهی پایاننامههای ارشد و دكتری» و ابلاغ آن به دانشگاهها هستیم.
این مسوول در وزارت علوم با تاكید بر این كه دانشگاهها نباید برای مقابله با تقلب منتظر آییننامه باشند، بخش عمدهای از اشكال موجود را به پای سهلانگاری برخی استادان راهنما و داور میگذارد و اضافه میكند: استاد وظیفه دارد وقتی به عنوان راهنما یا داور با پایاننامهای روبهرو شد، آن را كنترل كند كه قبلا تهیه شده یا خیر؟ به این منظور به هر حال پایگاه اسناد و مدارك علمی و برای مقالات هم پایگاه ( ISCمركز استناد جهان اسلام) راهاندازی شده است.
مدیركل امور پژوهشی وزارت علوم در برخورد با این گونه پایاننامهها، از دانشگاهها میخواهد كه در صورت مشاهده چنین تخلفاتی در كمیتههای انضباطی، به تنبیه استاد راهنما و دانشجو بپردازند.وی حتی پیشنهاد میكند تا فعالیت استادان راهنمایی كه در این زمینه سهلانگاری كردهاند ، متوقف شود.
به هر حال، چه آییننامه وزارت علوم بزودی ابلاغ شود یا نشود، چه استادان راهنما و داور نسبت به این امر حساس باشند یا نباشند و چه دانشجویان زحمت ارائه پروژه پایاننامه را به خود بدهند یا ندهند، بازار خرید و فروش پایاننامه بخصوص در هفتههای پایانی ترم تحصیلی داغتر از همیشه است و هنوز شركتهای تو در توی خدمات دانشجویی به بهانه پرینت و صحافی، پایاننامه میخرند و به چند برابر قیمت میفروشند، این كه عمر این بازار چقدر است به تلاش اداره اماكن، وزارت علوم، نهادهای قضایی و انتظامی بستگی دارد كه تا چه اندازه به حیثیت علمی آینده كشور میاندیشند.
كتایون مصری
گزارش : روزنامه جامجم
شعر و مطالبی که در پائین مشاهده می نمائید از سایت زندگی و عشق گرفته شده که
پیشنهاد میکنم حتما یکبار به آن سر بزنید.
شب
شب سرشاري بود.
رود از پاي صنوبرها، تا فراترها رفت.
دره مهتاب اندود، و چنان روشن كوه، كه خدا پيدا بود.
در بلنديها، ما
دورها گم، سطحها شسته، و نگاه از همه شب نازكتر.
دستهايت، ساقه سبز پيامي را ميداد به من
و سفالينه انس، با نفسهايت آهسته ترك ميخورد
و تپشهامان ميريخت به سنگ.
از شرابي ديرين، شن تابستان در رگها
و لعاب مهتاب، روي رفتارت.
تو شگرف، تو رها، و برازنده خاك.
فرصت سبز حيات، به هواي خنك كوهستان مي پيوست.
سايه ها برميگشت.
و هنوز، در سر راه نسيم.
پونه هايي كه تكان ميخورد.
جذبه هايي كه به هم ميخورد.
جذبه هايي كه به هم ميخورد.

سهراب سپهري http://heartlove.blogfa.com
به همت فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي ايران و با حضور اساتيد به نام علوم دامپزشكي و پزشكي كشور ( جناب آقاي دكتر حسن تاجبخش، نادعليان،بابامخير،اسلامي، بزرگمهري فرد، كيوان فر، شوشتري، نيلي، وصفي مرندي ، گويا ، نوروزي و ....) سمينار يكروزه آنفلوانزاي پرندگان در محل فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي ايران برگزار گرديد. در اين سمينار دكتر گويا از وزارت بهداشت و دكتر نوروزي رئيس سازمان دامپزشكي و دكتر شوشتري از موسسه رازي، دكتر نيلي از دانشگاه شيراز و ... به بيان نظرات ، تجربيات و ديدگاه هاي خود در زمينه آنفلوانزاي پرندگان پرداختند. در ابتداي اين سمينار جناب آقاي دكتر اردكاني رياست فرهنگستان علوم به تشريح نقش دامپزشك در كنترل و درمان بسياري از بيماريها و جايگاه رفيع آنان در زمينه تحقيق در علوم زيستي پرداخت. سپس پس از سخنان آغازين دكتر بزرگمهري فر دكتر كيوان فر استاد ويروس شناسي دانشكده دامپزشكي دانشگاه تهران در مورد شناخت هرچه بيشتر ويروس مطالبي را فرمودند كه در ادامه دكتر كريمي استاديار دانشكده دامپزشكي در ارتباط با مسائل و مشكلات رودررو با ويروس آنفلوازا و بويژه سويه H9N2 پرداخت.همچنين دكتر گويا معاون پيشگيري و سلامت وزارت بهداشت نيز به تشريح اقدامات وزارت بهداشت در اين زمينه پرداخت. همچنين دكتر عبدالحميد شوشتري رئيس بخش بيماريهاي طيور موسسه تحقيقاتي واكسن و سرم سازي رازي به بيان روشهاي سرولوژي و مولكولي نوين در شناسايي ويروس آنفلوانزا پرداختندو دكتر حسن نيلي دانشيار دانشگاه شيراز نيز تحقيقات بخش تحقيقاتي مركز بيماريهاي طيور دانشكده دامپزشكي و تجربيات خود را در زمينه پاتوژنز و پاتولوژي ويروس آنفلوانزا ارائه نمودند. همچنين آقاي دكتر نوروزي رياست سازمان به بيان اقدامات سازمان دامپزشكي در اين زمينه پرداخته و پس از سخنان اساتيد در ميزه گردي به بيان راه كارهاي مناسب در زمينه پيشگيري از وقوع آنفلوانزا پرداخته و بحث و تبادل نظر گرديد.

آنقدر در زمستان و پاييز - و گاهي حتي بقيه سال! – سرماخوردهايم و خانهنشين شدهايم، كه حالا ديگر هر كداممان انباني از تجربيات ريز و درشت داريم درباره عطسه، سرفه، گلودرد، آبريزش از بيني و كسالت و بيحالي و سرماخوردگي.
به محض ديدن كوچكترين علائمي از طرف مقابل يكي از اين تجربيات را كه به بهاي كوهي از دستمال كاغذيهاي مچاله شده و روزهاي كسالتبار خانهنشيني به دست آمده، رو ميكنيم تا دوست و همنشينمان مبتلا نشود، يا اگر مبتلاست، زودتر خوب شود.
اما واقعيت اين است كه اين دستگاه تنفس عريض و طويل ما، كه از اول پاييز خودش را آماده ميكند براي ميزباني انواع و اقسام آلودگيها، ويروسها و باكتريها و قارچها، گاهي از اين درمانها و توصيهها چندان فايدهاي نميبرد. يا برخي از اين توصيههاست كه با تمام شدن طول دوره بيماري همزمان ميشود و ما تنها گمان ميكنيم كه توصيه مناسب و كارآمدي بوده است. ما هم چند تا از اين توصيهها را مرور ميكنيم:
1- از خانه بيرون نرو، هوا سرده، سرما ميخوري
اين جمله و مشابهاتش را در اين فصل زياد ميشنويم، به خصوص از زبان آنها كه كمي پا به سن گذاشتهاند و كمي هم دلسوز مايند! حتي گاهي وقتي از دوستي ميپرسيم «چرا سرما خوردهاي؟» جواب ميدهد: «هوا سرد شد، رفتم بيرون، سرماخوردم!» البته هواي سرد ميتواند تا اندازهاي سيستم ايمني را ضعيف كند. كه اين اندازه چندان هم زياد نيست.
اما نكته در اينجاست كه عامل سرماخوردگي چند نوع ويروس است و نه هواي سرد! و اتفاقاً محيطهاي بسته بيشتر باعث انتشار ويروسها بين افراد ميشوند. چطور؟ يك نفر حامل ويروس است، در اتوبوس، در محل كار، در مهماني، كنار بقيه مينشيند كار ميكند و راه ميرود. در و پنجرهها بسته است و هيچ تهويهاي هم نيست، ويروسي كه با ترشحات تنفسي او خارج شده و سرگردان مانده، خودش در خانه ميزبان ديگري؛يكي از افراد حاضر در جمع جا ميدهد!
2- عطسه ميكنم! آنفلوانزا گرفتم!
به خصوص از وقتي كلمه اپيدمي آنفلوانزا و آنفلوانزاي پرندگان را زياد ميشنويم، و ترس برمان داشته كه نكند آنفلوانزا بگيريم، انگار بيشتر آنفلوانزا ميگيريم! حالا ديگر از نظر ما يك عطسه، معادل آنفلوانزا است. (و البته چون درماني براي آن نميشناسيم، فقط با تأسف و دلسوزي بيمار روبهرويمان را نگاه ميكنيم و سر تكان ميدهيم).
اما آنفلوانزا با سرماخوردگي فرق دارد، گيرم كه خيلي شبيه هم باشند و فقط با كشت ترشحات تنفسي بتوان مطمئن شد كه بيماري از كدام نوع است. اما آنفلوانزا با سرماخوردگي فرق دارد. عامل بيماري آنفلوانزا، يك نوع ويروس است كه طبيعتاً نامش آنفلوانزا است در حالي كه صدها نوع ويروس ميتوانند انواع و اقسام سرماخوردگيها را ايجاد كنند (متهم رديف اول در اينجا رينو ويروسها هستند)
شايد عطسه، آبريزش از بيني و چشم و بيحالي و حس كسالت سرماخوردگي خيلي بيشتر جلب توجه و ترحم ما را بكند، اما در آنفلوانزا به جاي اين مشكلات، چيزهاي ناراحتكنندهتري مثل تب بالا، سردرد و درد شديد عضلات و مفاصل داريم و فرق در بيماري هم در همينهاست. علاوه بر اين شروع آنفلوانزا ناگهاني و بيمقدمه است و آدم را غافلگير ميكند، در حالي كه سرماخوردگي آرام آرام شديد ميشود و بعد هم فروكش ميكند.
3- سرماخوردهام، فقط سوپ جوجه خوبم ميكند
در مورد سوپ جوجه و تأثير آن بر سرماخوردگي حرف و حديثهاي زيادي بين اصحاب علم پزشكي مطرح است، حتي در مورد اين كه اگر جوجه مورد بحث جوجه مرغ باشد يا خروس چه فرقي در سرماخوردگي دارد هم تحقيقاتي انجام شده! ماحصل بحث اين است كه سوپ جوجه از دو طريق به كم كردن علائم سرماخوردگي كمك ميكند. اول متوقف كردن حركت سلولهاي التهابي (با نام نوتروفيلها) به طرف مجاري تنفسي و دوم سرعت دادن به حركت مخاط ترشح شده اضافي به طرف خارج كه اين دو كار باعث كم كردن التهاب احتقان اين منطقه ميشود.
اما نكته در اينجاست كه انواع ديگر سوپها و آشها به دليل آن كه حجم اصلي آنها را مايع تشكيل ميدهد، آن هم مايعي گرم و مطبوع، ميتواند چنين اثري داشته باشد. اين نوع غذاها كه هم حاوي سبزيجات لازم و هم محتواي پروتئيني مناسب هستند، همه جوره و البته خيلي ملايم و خوشايند، به بدن كمك ميكنند كه التهاب و ويروس را از خود دور كند.
4- نه، چيزي نميخورم، آخه سرماخوردهام!
اين هم از آن جملاتي است كه بعضي وقتها به خصوص وقتي مريض سن كمي داشته باشد يا سالمند باشد خيلي ميتواند خطرناك باشد. بعضي وقتها اين حرف را موقع اسهال هم از مبتلايان شنيدهايم.
در هر حال سرماخوردگي دليلي بر نخوردن غذا نيست و هيچ سرماخوردگياي با كم غذا خوردن بهبود پيدا نميكند بهتر است از مصرف غذاهايي با چربي بالا، ادويه تند و سرخ كردني در اين مدت پرهيز كنيم و مايعات بيشتري از جمله آب ميوههاي طبيعي، شير، چاي كمرنگ و نيز آب بنوشيم، اما هيچ نيازي به پرهيز كامل از غذا نيست كه هيچ، اين كار باعث ميشود دفاع بدن در مقابل عوامل خارجي كمتر و كمتر شود.
5- سرماخوردهام،تا يك پنيسيلين نزنم خوب نميشم.
اين جمله در ذات خود تناقضي بي حد و حصر دارد. هنوز معلوم نشده اولين كسي كه باعث رواج اين باور غلط شد، چه كسي بود. شايد اگر تحت تعقيب قرار بگيرد، پرونده سنگيني پيدا كند! علت هم اين است كه عامل سرماخوردگي همانطور كه گفتيم، ويروس است و ويروسها هيچ كدام به داروهايي كه تحت عنوان آنتيبيوتيك ميشناسيم، مثل پنيسيلين، آموكسي سيلين، آمپيسيلين، كوآموكسي كلاو و غيره هيچ پاسخي نميدهند. اين داروها اختصاصاً ضدباكتري هستند (آن هم انواع خاصي از باكتريها).
مصرف خودسرانه و بيرويه اين آنتيبيوتيكها نه تنها كمكي به درمان سرماخوردگي و آنفلوانزا نميكند، بلكه يك اثر منفي هم دارد و آن اين كه باعث ميشود باكتريها با اين داروها آشناتر شوند و در نتيجه بتوانند راههايي را براي مقاومت در برابر آنها پيدا كنند. پيدا شدن باكتريهاي مقاوم به دارو همان و بيدفاع شدن ما در برابرشان، همان!
6- شكمم سرماخورده، دائم دارم بالا ميآورم.
البته اعتقاد به اين باور كه سرماخوردگي شكمي هم نوعي سرماخوردگي رايج است، چندان مضر و خطرناك نيست. اما بهتر است بدانيم به ندرت ميتوان سرماخوردگي را يافت كه تنها علامت يا علامت شاخصه آن تهوع، استفراغ و اسهال باشد. عامل ايجاد اين علائم بيشتر مسموميتهاي غذايي و انواع ديگري از ويروسها هستند. راه پيشگيري از اين بيماري، شستشوي مرتب دست و نخوردن غذاي مانده و غيربهداشتي است. يك سوم از ويروسهاي عامل سرماخوردگي ميتوانند علاوه بر ايجاد علائم تنفسي، باعث درجاتي از اسهال، تهوع و استفراغ يعني علائم گوارشي هم بشوند.
7- واكسن آنفلوانزا نميزنم، چون ممكنه مريض بشم.
اول فصل پاييز، زمان تزريق واكسن آنفلوانزاست كه البته فقط كساني كه مشكل دستگاه ايمني دارند، بايد اين كار را بكنند. كودكان، سالمندان، ديابتيها، آنها كه پيوند شدهاند، دياليزيها، آنها كه هر بيماري مزمني دارند يا به ويروس ايدز مبتلا هستند يا به هر دليلي دستگاه ايمني بيماري دارند، از جمله اين افراد هستند. به لطف الهي الان اين واكسن به تعداد مناسبي در كشور هست و اين افراد ميتوانند به مراكز بهداشتي - درماني مراجعه كنند و آن را رايگان دريافت كنند.
اما بعضيها سختشان ميآيد اين كار را بكنند و وقتي علت را ازشان ميپرسي ميگويند ميترسم مريض بشوم. واكسن آنفلوانزا عوارض جانبي ناچيزي دارد ولي آنچه كه مسلم است به هيچ عنوان باعث ابتلا به آنفلوانزا و هيچ بيماري ديگري نميشود (كه اگر اين طور بود كه نقض غرض ميشد) اين ويروس يك ويروس غيرفعال است كه باعث ميشود سيستم ايمني او را بشناسد و به حال آماده باش عليه آن دربيايد، ولي نميتواند بيماري ايجاد كند. پس آنها كه واجد شرايط هستند، ميتوانند با خيال راحت واكسن بزنند و اميدوار باشند كه امسال سرما نخورند.
8- سرماخوردهام، فقط بايد بخوابم توخونه تا خوب بشم.
اشتباه نشود، كار زياد، انواع استرس، آلودگي هوا، كمخوابي و همه چيزهاي مشابه آن ميتواند سيستم ايمني را تحت فشار بگذارد و اجازه ندهد كارش را درست انجام دهد بنابراين ميتوان گفت كه اين حق شماست كه حداقل در يكي دو روز از اول بيماريتان كمتر كار كنيد و بيشتر استراحت كنيد.
اما همه درمان اين نيست، گرچه هيچ كدام از بيماريهاي ويروسي درمان قطعي ندارند. ولي داروهاي آنتي ويروس خاصي هستند كه ميتوانند تا حد زيادي تكثير ويروسها را كنترل كنند. پزشك ميتواند شما را در اين باره راهنمايي كند. البته يادتان باشد كه شروع اين داروها در دو روز اول بعد از شروع بيماري تأثير دارد و بعد از آن ديگر بيفايده است. داروهاي ديگري هم هستند كه با كم كردن علائم بيماري، به شما كمك ميكنند كمتر از اين ويروس موذي آزار ببينيد.
9 - روزي يك قرص ويتامينC ميخورم تا سرما نخورم.
همه باورهاي غلط چون يك انديشه درست به وجود آمدهاند. در اينجا انديشه درست آن است كه اگر در رژيم غذايي شما مقادير كافي ويتامين C وجود داشته باشد، مثلا به اندزه كافي فلفل سبز، مركبات و ميوههاي تازه مصرف كنيد، سيستم ايمني هوشيارتر و آمادهتـري خواهيد داشت.
اگر به بلاي سرماخوردگي هم دچار شديد قرص ويتامين C از دو راه به شما كمك ميكند. در دوزهاي پايين ميتواند طول دوره بيماري را كم كند و در دوزهاي بالا علائم را تخفيف بدهد، اما متأسفانه خوردن قرص ويتامين C نميتواند شما را در برابر ابتلا به سرماخوردگي مصون كند. ضمن اينكه زياد خوردن اين قرص هم مثل هر داروي ديگري ميتواند عوارضي داشته باشد: استفراغ و اسهال.
10 - براي پيشگيري از سرماخوردگي فقط كافيه نزديك آدم سرماخورده نروم.
دوري از قطرات تنفسي پر از ويروس فرد بيمار، البته راه مؤثر و خوبي براي پيشگيري است اما فراموش نكنيد اين قطرات ممكن است روي دست فرد بيمار هم حضور پيدا كنند و آن وقت هرجا كه او دستش را بگذارد اعم از دستگيره در، گوشي تلفن، صفحه كليد كامپيوتر و نوشتافزارها ميتواند ويروسي شود. شما دستتان را به آنها ميزنيد، دست شما هم ميشود منبع ويروس.
پس با همين آب و صابون معمولي روزي چند بار دستتان را بشوييد. دست آلوده را به دهان و چشمتان نزنيد. صفحه كليد و ميز كارتان را هم ميتوانيد با محلولهاي الكلي رقيق هر روز پاك كنيد

